مرتضى راوندى
370
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دوم ابو العلاء معرى ملحد بوده است ، كتاب لزوم مالايلزم و فصول غايت ، در معارضت قرآن كرده است ببايد سوختن . و دليل الحادوى آن است كه انكار قيامت و حشر اجساد مىكند و مىگويد : لو ان جسمك متروك بهيئة * بَعد المَمات طَمعنا فى تلافيه لكنّه صارَ اجزاءا مقسمة * ثُم استمرّ هباءا فى سوافيه . . . ديگر بوعلى سينا كافر بىدين بود ، شفا و نجات وى نشايد خواندن كه نفى حشر اجساد مىكند و نفى صفات بارى . و محمد زكرياى رازى ملحد بوده است و كتابهاى متقدمان گبران چون سهراب و جاماسب بر خلاف مسلمانى است نشايد خواندن و نوشتن كه مردم را از حق ، بازمىدارد ، باطل است كه بددينان نهادهاند . بدان مشغول نشايد شدن نبينى كه كتب حق ، تورات و انجيل و صحف داود كتب خدايى است ، امروز منسوخ شده است نشايد خواندن و نبشتن ، پس آن بيگانگان و گبران اوليتر كه نشايد خواندن . كتاب الله و سنّته رسول الله فى علم الاوّلين و الاخرين . . . « 1 » در دوره سلجوقيان با اينكه بر خلاف عهد منصور و مأمون و واثق بحثهاى فلسفى رو به فراموشى رفته بود ، معذلك وجود مردى چون غزالى نشان مىدهد كه هنوز بازار عقل و استدلال يكباره تعطيل نشده بود . غزالى براى رد آراء و نظريات علمى فلاسفه ، خود از منطق و دليل ، كمك مىگرفت و به مردم مىگفت كه براى كشف حقيقت از تحقيق و پژوهش باز نايستند . با اينحال ضمن مطالعه در آثار و افكار غزالى به مواردى برمىخوريم كه وى براى حمايت از دين ، عقل و استدلال را به چيزى نمىگيرد . با اين حال در همان ايامى كه فقها و محدثين ، منطق و فلسفه را محكوم مىكردند ، غزالى آموختن منطق را تجويز مىكرد و نسبت به فلسفه مىگفت جز چند مسأله ، بقيهء مباحث فلسفى بر خلاف مذهب نيست . از بركت اين اقدام ، مردانى چون فخر رازى ، سهروردى ، آملى و شهرستانى توانستند در زمينههاى علمى و فلسفى كمابيش مطالبى بگويند و بنويسند . امام تاج الدين ابو الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستانى ( متوفى در 549 ه ) كه قبلا از او سخن گفتيم ، از محققين ، متكلمين ، و صاحبنظران و دانشمندان بزرگ عالم اسلام است و با اينكه وى محدث ، واعظ و فقيه بود ليكن به جرم فلسفهدانى مورد اتهامات ناروا قرار گرفت . در « طبقات الشّافعيّه » از سمعانى منقول است كه نسبت زندقه و الحاد به
--> ( 1 ) . بحر الفوايد ، به اهتمام محمد تقى دانشپژوه ، ص 217 .